شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

360

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

46 ، 3 - از خصوصيات او آنكه هرگاه او را فقيرى طلب مىداشت پياده مىرفت و مىگفت : اين رفتن را كفارت رفتن درهاى ملوك و سلاطين فساق مىسازم « 2 » ، و اگر سلطان طلب مىنمود « 3 » سواره مىرفت در لباس بزرگان با غلامان ترك اسب‌هاى بزر « 4 » . 46 ، 4 - و صناعت خود را با فقرا و تعاظم با بزرگان به جا مىآورد ، و بقراط و جالينوس و جمعى حكما نيز اين طريق را مسلوك مىداشتند . 46 ، 5 - بعضى ازين حكما متواضع بودند و التزام پرهيزكارى و نگاه داشت نفس مىنمودند ، و بعضى آنچه خوبىهاى حكمت ايشان بود اظهار مىنمودند . 46 ، 6 - حكايت مىكنند « 5 » كه پسر هندو كه رئيس بود جماعتى را كه نفى خاصيت طبيعت اشيا مىكردند « 6 » استاد خود را كه ابن الحمار بود دشمن مىداشت « 7 » و عوام را نيز بر دشمنى او مىگماشت . روزى از درد سر خود پيش استاد شكوه نمود ، استاد او را معالجت نكرد و گفت : كتابى كه در آن نفى فعل طبيعت نموده‌اى در زير سر خود بنه كه شفا مىيابى . 46 ، 7 - و اين ابو الخير در بغداد تولد يافته بود ، مأمون پسر خوارزمشاه او را به پيش خوارزمشاه برد « 8 » . چون محمود سبكتگين بر خوارزمشاه مستولى گشت او را به غزنه آورد و اسلام برو عرض كرد . او ابا نمود ، و عمرش از صد متجاوز بود .

--> ( 2 ) - اساس : و سلاطين و خوانين مىسازم . ( 3 ) - د : سلطان مىطلبيد . ( 4 ) - نسخه‌ها : اسب‌هاى به دو . د : اسب‌هاى بد . ( 5 ) - د : نقل مىكنند . ( 6 ) - د : اشيا و مىگويد . ( 7 ) - اساس : دشمنى مىداشت . متن عربى : « و حكى بن هندى [ و ] : كان زعيم الفرقة النافية للطبع يعادى استادى ابن الحمار » كه ترجمه درست آن اينست : ابن هندو حكايت مىكند كه رئيس جماعتى كه نفى خاصيت طبيعت اشيا مىكردند استاد مرا كه ابن الحمار است دشمن مىداشت . ( 8 ) - متن عربى : « و فدا لى خوارزم شاه مامون بن محمد خوارزم شاه » است كه بد ترجمه شده است .